فرهنگ انتخابات را رعايت کنيم!
با گذشت هر روز يگ گام به انتخابات نزديکتر مي شويم. روز پنجشنبه بيست و نهم اسد سال جاری دومين دور انتخابات رياست جمهوری که در تاريخ انتخابات افغانستان به آرای مستقيم مردم مراجعه مي شود، برگزار مي گردد. انتخابات آزاد، سری و شفاف از ملزمات دموکراسی امروز است. مراجعه به آرای مستقيم ملت، شرط نخستين و اساسی نظام های دموکراتيک در جهان است و لازمه ی مشروعيت نظام پنداشته مي شود. رأی يک حق است و استفاده سالم آن مکلفيت. استعمال رأی توسط هر شهروند، طی روند ويژه ی بنام انتخابات امکان پذير است. وقتی آرای افراد در کنارهم قرار مي گيرند، نشان دهنده ی اراده ی قاطبه ی ملت در تعين سرنوشت شان مي باشد. شرکت در انتخابات آزاد و شفاف، در کنار اينکه يک مکلفيت است، يک فرهنگ نيز هست که آفرينش و پذيرش فرهنگ والا و پسنديده ی مانند انتخابات، ظرفيت و توانايي نيز مي طلبد که چنين ظرفيت و توانايي از طريق بارورشدن انديشه ها و فعاليت های ويژه فعالين ارزش پسندها و باورهای دموکراتيک جمعی و جوامع مدنی در متن يک جامعه مردم سالار که دارای حاکميت و قلمرو مشترکند، در دراز مدت و کوتاه مدت، خلق مي گردد و پرورده مي شود.
نگارنده، طی طريق مناسب و سالم اين روند را "فرهنگ انتخابات" مي نامد و رعايت آن را مسووليت. زمينه سازی و تلاش برای ايجاد چنين فرهنگ، در پهلوی اينکه برای تک-تک افراد ملت يک رسالت است، اما در يک دسته بندی فرعی و مشخص تر، سه صنف يا سه قشر در اين باره، نقش مهم و اساسی را دارند. فرهنگ انتخابات به مثلثی می ماند که اضلاع آن را به ترتيب، شهروندان، دولت و نامزدان احتمالی انتخابات تشکيل مي دهند و در پديدآوری و رعايت آن، هرسه ضلع نقش آفرينان مهمی به شمار مي روند.
يک: شهروندان افغانستان، از چهره های شناخته شده و مطرح سياسی امروز افغانستان، که نامزدان انتخابات رياست جمهوری از همين طيف استند، خاطره ی خوب و دل خوشی ندارند و از اين چهره ها، بناچار بايد يکی را برگزينند:
الف: رهبران ديروز اند که هنوز به هر طريق ممکنی حلقه ی محدودی از مردم را در کنترول دارند.
ب: از نام و محبوبيت قهرمانان قشری و سمتی ديروز در رقابت های انتخاباتی استفاده مي کنند. زيرا خودشان کارنامه ی سفيدی را در تاريخ زنده گی شان ثبت نکرده اند.
ج: در خلای ناسيوناليزم ملی و فراگير افغانی، ناسيوناليزم قومی و تباری را دامن مي زنند و از اين طريق به جلب حمايت بخشی از ملت مي پردازند.
د: چون منابع تمويل کافی دارند، به تطميع مردم مي پردازند و از اين راه ملت را اغفال مي کنند.
ه: سابقه ی مديريتی و کاری روشنی ندارند و از عهده مديريت امور مملکت برآمده نمي توانند. بنابراين، به ملت دروغ مي گويند.
و: سواد کافی ندارند، اسطوره آفرينی و افسانه پراکنی مي کنند.
س: عجول، تنها و تکتازند، ديگران را همه احمق مي پندارند و مرغ هاشان يک لنگه اند.
ش: همه بدترند و بدی وجود ندارد.
ی: و ...
در نهايت شهروندان گزينه ی ديگری نيز دارند که رأی شان را استفاده نکنند. اما چنين چيزی امکان ندارد. زيرا:
يک: فرار از مسووليت پنداشته مي شود.
دو: نمي توان باور کرد که همه ی ملت جانبدار تحريم اين روند باشد.
سه: چون حد رأی دهنده گان تعين نشده است، دولت (کميسيون مستقل انتخابات) مکلف است که حتا با آرای محدود نيز نتيجه انتخابات را اعلان نمايد.
بنابراين، مردم در برابر همه ی گزينه های فوق، خواهی نخواهی يکی را بايد برگزيند. اينجا نقش شهروندان در اصل روند انتخابات بخوبی هويداست.
جاده های شهر کابل در نخستين روز رقابت های انتخاباتی، مملو از تصاوير و پوسترهای پاره – پاره شده ی نامزدان بودند. عکس های نصب شده بر ديوارهای بلند، به دليل در دسترس نبودن، بازهم ثابت نماندند و با گِل و لای و حتا مواد غايطه هدف قرار گرفتند... باورم اين است که اين گونه برخوردها، يا نشانگر خفقان بيش از حد و موجوديت يک نظام توتاليتر و زورگوست ( که قطعن چنين نيست) و يا عجز و ناتوانی ملت در چگونه گی تبارز خواست ها و باورهای شان در اين روند مي باشد. که موضوع دومی، بيشتر محتمل دانسته مي شود. ملت در استفاده آرا ناچارند، لذا بايد در پی محترم شمردن اصل روند انتخابات از آغاز رقابت های انتخاباتی تا ختم آن باشند. بدين معنا که هرگونه ابراز نظری درباره نامزدان (هرچند با ويژه گي های بالا)، نبايد نقض حقوق انسانی آنها باشد. نبايد هتک حرمتی در کار باشد. نبايد اخلاق جمعی و ملی را بيشتر از اين لکه دار سازد. کنشها بايد انسانی باشند...
دو: دولت مؤظف و مکلف است تا از طريق مراجع ذيربط و با صلاحيت و رسانه ها، برنامه های ويژه آگاهی دهی و آموزشی در موازات آغاز رقابت های انتخاباتی روی دست گيرد. کميسيون مستقل انتخابات بايد اصول نامه و قانون مشخصی را تهيه نمايد تا در پرتو آن همه ی نامزدان به تبليغات يکسان در مراکز مشخصی بپردازند و تصاوير، پوسترها، بلبوردها و گونه های ديگر تبليغات و اعلان نامه ها، جاهای شان مشخص گردد و از نصب آنها در جاهای که سيما و قيافه ی شهر را نازيبا و ناپسند مي سازند و يا باعث برخوردهای مغرضانه و احساساتی مي گردند، به شدت جلوگيری گردد. دولت به عنوان مسوول برگزيده ملت، در نظم عامه و مراکز آن، نقش نخستين و بنيادين دارد. شايد دولت حالا خوب مي داند که دير يا زود تصميم گيرنده اصلی يعنی مردم صادقانه و ناظرانه حرف شان را مي زند. بنابراين، دولت کنونی بايد مايه عبرتی باشد برای همه ی نامزدان احتمالی و دولت آتيه که اگر دلسوز و صادق نباشد و به خير و فلاح جامعه نيانديشد، با نظام امروز هم سرنوشت خواهد بود و عمرش خيلی کوتاه.
سه: نامزدان محترم حتمن ديپلوماسی خوانده اند. عرف ديپلوماسی را بلندند، در عمل بايد آن را رعايت کنند. بخشی از فرهنگ انتخابات که نامزدان بازيگر اصلی آن اند، بيشتر به فورم و ظاهر ديپلوماسی مي ماند. اصولن در کار و زار سياسی انتخابات امروز، به ديپلمات ها، جايگاه ويژه و مقدم تری قايلند. که در واقع انتخابات روندی است برگرفته و يا مشابه از محتويات و گزيده های بخشی از اين عرصه. عجالتاً (!) آنها بايد ديپلومات باشند. نامزدان همانگونه که در موقع تصويربرداری به طرز لباس پوشيدن، ژست و اداهاشان تمرکز قوی دارند، به مستخدمين عزيزشان نيز بايد هدايت عنايت فرمايند(!) که پوسترهاشان را در جاهای مناسب نصب نمايند. کار و زار انتخاباتی را به گونه ی سازماندهی نمايند تا باعث رنجش خاطر هيچ شهروندی نگردد و به همه ی موارد از زاويه های مختلف نظارت و بررسی نمايند.
نتيجه: وقتی اين سه نهاد سازنده انتخابات (شهروند، دولت، نامزد) در هماهنگی کامل و به هدف ساختن افغانستان زيبا، آزاد و آباد وارد عمل شوند، بديهی است که همه به رعايت فرهنگ انتخابات، خويشتن را ملزم و پايبند خواهند دانست و انتخابات ما معياری خواهد بود.
علی ادیب و فارغ سال 1388 دانشکده ی ژورنالیزم دانشگاه کابل